ابزار هدایت به بالای صفحه

اسکرول بار

مستغرق

حال دلِ‌تان خوب می‌شود اینجا...

وای بر من اگر قدر ندانم...

  • جمعه ۳ خرداد ۹۸
  • ۰۸:۰۰

سر تا پایم را خلاصه کنند

می شوم "مشتی خاک"

که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه

یا "سنگی" در دامان یک کوه

یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس

شاید "خاکی" از گلدان‌

یا حتی "غباری" بر پنجره

 

اما مرا از این میان برگزیدند:

برای"نهایت"

برای"شرافت"

برای"انسانیت"

و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای:

"نفس کشیدن"

"دیدن"

"شنیدن"

"فهمیدن"

و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید

من منتخب گشته ام:

برای"قرب"

برای"رجعت"

برای"سعادت"

من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:

به"انتخاب"

به"تغییر"

به"شوریدن"

به"محبت"

وای بر من اگر قدر ندانم...

 

امیرناصر کاتوزیان


من شنیدم سر عشاق به زانوی شماست...

  • پنجشنبه ۲ خرداد ۹۸
  • ۲۲:۰۰

بال هایم هوس با تو پریدن دارد

بوسه بر خاک قدم‌های تو چیدن دارد

 

من شنیدم سر عشاق به زانوی شماست

و از آن روز سرم میل بریدن دارد

 

غالباً آن گذری که خطرش بیشتر است

می‌شود قسمت آنکه جگرش بیشتر است

 

قیمت عبد به افتادن در سجادست

سنگ فرشی حرم دوست زرش بیشتر است

 

خانه‌ای است در این جا که کریم از همه

سر این کوچه اگر رهگذرش بیشتر است

 

دل ما سوخت در این راه ولی ارزش داشت

هر که اینگونه نباشد ضررش بیشتر است

 

بی سبب نیست که آواره هر دشت شدیم

هر که عاشق شود اصلا سفرش بیشتر است

 

هر گدایی برسد لطف که دارد اما

به گدایان برادر نظرش بیشتر است

 

ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺧﺪﯾﺠﻪ ﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﻣﺎ ﺩﯾﺪﯾﻢ

ﺩﺭ ﺟﻤﺎﻟﺶ ﻛﻪ ﺟﻼ‌ﻝ ﭘﺪﺭﺵ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ

 

وسعت روح بدن را به فنا می‌گیرد

غیر زینب چه کسی درد سرش بیشتر است

 

یدالله شهریاری


سپاهی مقتدر و توانا به نام "خدای رحمان"...

  • پنجشنبه ۲ خرداد ۹۸
  • ۲۰:۰۰

أَمَّنْ هَذَا الَّذِی هُوَ جُنْدٌ لَکُمْ یَنْصُرُکُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ...﴿۲۰


آن کسى که خود براى شما [چون] سپاهى است که یاریتان مى کند، جز خداى رحمان کیست؟

 

قرآن کریم  - سوره ملک، آیه ۲۰


مرض بی شعوری

  • پنجشنبه ۲ خرداد ۹۸
  • ۱۰:۰۰

آیا واقعا بیشعوری مرض است؟ پاسخ من به این سؤال یک "بله ی" قاطع و بلند است. بیشعوری مرض وقاحت و سوءاستفاده از دیگران است، آدم بیشعور نمیتواند به دیگران گیر ندهد. انگار اگر دست از اشکال گیری بردارد و یا دیگران را تحقیر نکند جانش درمی آید!

 

خاویر کرمنت از کتاب "بیشعوری"


خدا با ما است...

  • چهارشنبه ۱ خرداد ۹۸
  • ۲۲:۰۰

دو تا بچه بودن توی شکم مادر.

اولی میگه: تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟

دومی: آره حتما. یه جایی هست که می تونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم.

اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلاً اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده.

دومی: شاید مادرمونم ببینیم.

اولی: مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش؟

دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه.

اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره.

دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی. مثل دنیای امروز ما و خدایی که همین نزدیکیست...




از آخر مجلس شهدا را چیدند...

  • چهارشنبه ۱ خرداد ۹۸
  • ۲۰:۰۰

ما سینه زدیم، بی‌صدا باریدند

از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند

 

ما مدعیانِ صفِ اول بودیم

از آخر مجلس شهدا را چیدند...

 

میلاد عرفان پور



آخه یه رباعی چقدر میتونه قشنگ باشه؟َ!


کِی قلبمان را به او می دهیم؟

  • چهارشنبه ۱ خرداد ۹۸
  • ۱۸:۰۰

أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ...﴿۱۶

 

پس کِی قَلبت را به من می‌دهی؟

هنوز وقتش نرسیده؟

هنوز فکر میکنی "جُز مَن"؛

کسی "خریدار دِلَت" باشد؟

 

قرآن کریم - سوره حدید، آیه ۱۶