ابزار هدایت به بالای صفحه

اسکرول بار

مستغرق

حال دلِ‌تان خوب می‌شود اینجا...

ز غوغای جهان فارغ...

  • دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۸
  • ۱۶:۰۷

به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ

ز هجر دائمی ایمن ز وصل جاودان فارغ

 

بلند و پست و هجر و وصل یکسان ساخته بر خود

ورای نور و ظلمت از زمین و آسمان فارغ

 

سخن را شسته دفتر بر سر آب فراموشی

چو گل از پای تا سر گوش اما از زبان فارغ

 

کمان را زه بریده، تیر را پیکان و پرکنده

سپر افکنده خود را کرده از تیر و کمان فارغ

 

عجب مرغی نه جایی در قفس نی از قفس بیرون

ز دام و دانه و پروازگاه و آشیان فارغ

 

برون از مردن و از زیستن بس بلعجب جایی

که آنجا می‌توان بودن ز ننگ جسم و جان فارغ

 

به شکلی بند و خرسندی به نامی تابه کی وحشی

بیا تا در نوردم گردم از نام و نشان فارغ

 

وحشی بافقی


زیارت نامه ی ارباب

  • دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۸
  • ۱۶:۰۵

از زیارت نامه ی ارباب "و سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم" این جور بر می آید که پروردگار عالمیان رفیق بازها را بیش تر دوست دارد!

 

رضا امیرخانی  از کتاب "قیدار"