ابزار هدایت به بالای صفحه

اسکرول بار

مستغرق

حال دلِ‌تان خوب می‌شود اینجا...

دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست...

  • دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸
  • ۱۸:۰۰

دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست

تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست

 

قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو؟

گاه‌گاهی که کنارت بنشینم کافیست

 

گله‌ای نیست من و فاصله‌ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست

 

آسمانی تو! در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافیست

 

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه

برگی از باغچه‌ی شعر بچینم کافیست

 

فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز

که همین شوق مرا خوب‌ترینم! کافیست

 

محمدعلی بهمنی

چه چیزی را تغییر میدهی؟ «هیچ چیز»!

  • يكشنبه ۴ اسفند ۹۸
  • ۲۰:۰۰

بدون شک هیچ فردی در دنیا وجود ندارد که وقتی به او بگویی اگر به گذشته برگردی چه چیزی را تغییر میدهی بگوید «هیچ چیز»!

قطعاً همه‌ی انسان‌ها حتی موفق‌ترینشان هم میخی را به اشتباه بر دیوار زندگی خودشان کوبیده‌اند که دوست دارند آن را برای همیشه از میان بردارند و باقی مسیر را تا حد امکان بدون خطا ادامه بدهند...

 

محمدامین نجفی

از عشق من به هر سو در شهر گفتگویی است...

  • چهارشنبه ۳۰ بهمن ۹۸
  • ۲۰:۰۰

من وصل خواهم از وی

از عشق من به هر سو در شهر گفتگویی است

من عاشقِ تو هستم این گفتگو ندارد

 

سوزن ز تیر مژگان وز تار زلف نخ کن

هر چند رخنهٔ دل تاب رفو ندارد

 

او صبر خواهد از من، بختی که من ندارم

من وصل خواهم از وی، قصدی که او ندارد

 

شهریار

پلک بستی که تماشا به تمنا برسد!

  • دوشنبه ۲۸ بهمن ۹۸
  • ۲۲:۰۰

پلک بستی که تماشا به تمنا برسد

پلک بگشا که تمنا به تماشا برسد

 

چشم کنعان نگران است خدایا مگذار

بوی پیراهن یوسف به زلیخا برسد

 

ترسم این نیست که او با لب خندان برود

ترسم این است که او روز مبادا برسد

 

عقل می‌گفت که سهم من و تو دلتنگی است

عشق فرمود‌: نباید به مساوا برسد‌!

 

گفته بودم که تو را دوست ندارم دیگر...

درد آنجا که عمیق است به حاشا برسد

 

احسان افشاری