ابزار هدایت به بالای صفحه

اسکرول بار

مستغرق

حال دلِ‌تان خوب می‌شود اینجا...

به‌خدا که هیچ‌یک را ثمر آنقدر نباشد / که به‌روی ناامیدی درِ بسته باز کردن!

  • دوشنبه ۳۰ دی ۹۸
  • ۲۱:۰۰

همه‌روز روزه بودن، همه‌شب نماز کردن

همه‌ساله حج نمودن،سفر حجاز کردن

 

شب جمعه‌ها نخفتن به‌خدای راز گفتن

ز وجود بی‌نیازش، طلب نیاز کردن

 

به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن

ز مناهی و ملاهی همه احتراز کردن

 

ز مدینه تا به کعبه، سر و پا برهنه رفتن

دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن

 

به‌خدا که هیچ‌یک را ثمر آنقدر نباشد

که به‌روی ناامیدی درِ بسته باز کردن!

 

شیخ بهایی

رفیق بد برای انسان ضرر دارد!

  • شنبه ۲۸ دی ۹۸
  • ۲۲:۰۰

دو کیلو قند و یک کیلو زعفران را بگذار کنار پیت نفت، صبح که شد دیگر نمی توان از آنها استفاده کرد.

رفیق بد هم همین طور است، برای انسان ضرر دارد.

پنبه رو بذار کنار آتش بگو نسوز، مگر میشود؟!

 

آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)

فرشتگان برترند یا فرزندان آدم؟

  • پنجشنبه ۲۶ دی ۹۸
  • ۱۸:۰۰

عبداللَّه‌بن‌سنان گوید: از امام جعفر صادق علیه‌السلام پرسیدم:

آیا فرشتگان برترند یا فرزندان آدم؟

حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب‌ علیه‌السلام فرمود: خداوند در وجود فرشتگان عقل را بدون شهوت و در وجود حیوانات شهوت را بدون عقل قرار داد و در وجود انسان هر دو را ترکیب نمود، پس هر که عقلش بر شهوتش چیره شود از فرشتگان برتر است و هرکه شهوتش بر عقلش غالب آید، از حیوانات بدتر خواهد بود.

 

وسائل‌الشیعه، ج۱۵، ص۲۰۹

موجودى کافى نمیباشد!

  • سه شنبه ۲۴ دی ۹۸
  • ۲۰:۰۰

کارت بانکیم رو به فروشنده دادم و با خیال راحت منتظر شدم تا کارت بکشه، ولى در کمال تعجب، دستگاه پیام داد:

"موجودى کافى نمیباشد!"

امکان نداشت، خودم می‌دونستم که اقلا سه برابر مبلغى که خرید کردم در کارتم پول دارم.

 

با بی‌حوصلگى از فروشنده خواستم که دوباره کارت بکشه و این بار پیام آمد:

"رمز نامعتبر است".

 

این بار فروشنده با بی‌حوصلگى گفت:

آقا لطفا نقداً پرداخت کنید، پول نقد همراهتون هست؟

فکر کنم کارتتون رو پیش موبایلتون گذاشتین کلاً سوخته...

 

در راه برگشت به خانه مرتب این جمله ى فروشنده در سرم صدا میکرد:

"پول نقد همراهتون هست؟"

 

 

خدایا!

ما در کارت اعمالمان کارهاى بسیارى داریم که به امید آنها هستیم مثلا عبادت هایى که کردیم، دستگیرى ها و انفاق هایى که انجام دادیم و...

 

نکند در روز حساب و کتاب بگویند موجودى کافى نیست و ما متعجبانه بگوییم:

مگر می‌شود؟ این همه اعمالى که فکر می‌کردیم نیک هستند و انجام دادیم چه شد؟!

و جواب بدهند:

اعمالتان را در کنار چیزهایى قرار دادید که کلاً سوخت و از بین رفت...!

 

کنار «بخل»

کنار «حسد»

کنار «ریا»

کنار «بى اعتمادى به خدا»، کنار «دنیا دوستى»  و...

 

نکند از ما بپرسند:

نقد با خودت چه آورده‌اى؟ و ما کیسه‌هایمان تهى باشد و دستانمان خالى...

 

خدایا!

از تمام چیزهایى که باعث از بین رفتن اعمال نیکمان می شود به تو پناه می‌بریم.

از کجا می‌آیی؟ از آن جهان!

  • شنبه ۱۴ دی ۹۸
  • ۲۰:۰۰

وی را گفتند: از کجا می‌آیی؟

گفت: از آن جهان.

گفتند: کجا خواهی‌ رفت؟

گفت: بدان جهان.

گفتند: بدین جهان چه می‌کنی؟

گفت: افسوس می‌دارم.

گفتند: چگونه؟

گفت: نانِ این جهان می‌خورم و کارِ آن جهان می‌کنم.

گفتند: شیرین زبانی، رباط بانی را شایی.

گفت: من خود رباط بانم. هر چه اندرون من است بیرون نیارم، و هر چه بیرون من است در اندرون نگذارم. اگر کسی در آید و برود با من کار ندارد. من دل نگاه می‌دارم، نه گِل.

 

عطار نیشابوری – از کتاب "تذکرة الاولیاء"


من همانم که در شب، روحت را در خواب به تمامی بازمی‌ستانم...

  • سه شنبه ۱۰ دی ۹۸
  • ۲۲:۰۰

من همانم که در شب

روحت را در خواب به تمامی بازمی‌ستانم

تا به آن آرامش دهم

و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی‌انگیزانم

و تا مرگت که به سویم بازگردی

به این کار ادامه می‌دهم.

 

قرآن کریم - سوره انعام/ آیه ۶۰


ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی...

  • جمعه ۶ دی ۹۸
  • ۱۸:۰۰

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

 

همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم

همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

 

تو زن و جفت نداری تو خور و خفت نداری

احد بی زن و جفتی ملک کامروایی

 

نه نیازت به ولادت نه به فرزندت حاجت

تو جلیل الجبروتی تو نصیر الامرایی

 

تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی

تو نمایندهٔ فضلی تو سزاوار ثنایی

 

بری از رنج و گدازی بری از درد و نیازی

بری از بیم و امیدی بری از چون و چرایی

 

بری از خوردن و خفتن بری از شرک و شبیهی

بری از صورت و رنگی بری از عیب و خطایی

 

نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی

نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

 

نبد این خلق و تو بودی نبود خلق و تو باشی

نه بجنبی نه بگردی نه بکاهی نه فزایی

 

همه عزی و جلالی همه علمی و یقینی

همه نوری و سروری همه جودی و جزایی

 

همه غیبی تو بدانی همه عیبی تو بپوشی

همه بیشی تو بکاهی همه کمی تو فزایی

 

احد لیس کمثله صمد لیس له ضد

لمن الملک تو گویی که مر آن را تو سزایی

 

لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید

مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

 

سنایی